زنده‌گی در انتظار کمک؛ افزایش بی‌سابقه‌ی وابستگی در افغانستان

این وابستگی نه از سر انتخاب، بلکه نتیجه مستقیم فروپاشی ساختارهای اقتصادی، محدودیت‌های گسترده بر کار و آموزش، و حذف سیستماتیک زنان از جامعه است.


بر اساس ارزیابی‌های نهادهای بین‌المللی، بیش از نیمی از جمعیت افغانستان برای بقای روزمره به‌کمک‌های خارجی وابسته هستند؛ اما پشت این آمار خشک، زنده‌گی‌های واقعی و روایت‌های تلخی نهفته است؛ روایت‌هایی که نشان می‌دهد چگونه سیاست‌های تالبان، مردم را به سمت فقر مزمن و وابستگی اجباری سوق داده است.


مریم، نام مستعار، ۳۵ ساله و باشند‌ه‌ی کابل، پیش از بازگشت تالبان به قدرت، به‌عنوان کارمند یک نهاد آموزشی کار می‌کرد. او اکنون تنها نان‌آور خانواده‌ای پنج‌نفره است؛ اما دیگر اجازه کار ندارد.


او در گفت‌وگو با ایگزایل می‌گوید: «وقتی تالبان آمدند، اولین چیزی که از ما گرفتند، کار و عزت ما بود. حالا هر ماه منتظر بسته‌های غذایی هستیم. این زنده‌گی نیست؛ این فقط زنده ماندن است.»


مریم می‌افزاید که وابستگی به کمک‌ها نه‌تنها کرامت انسانی را خدشه‌دار کرده، بلکه احساس بی‌قدرتی عمیقی در میان زنان ایجاد کرده است.


شکیلا، ۴۲ ساله و مادر چهار فرزند، پس از بسته شدن بازار کار برای زنان، تمام منابع درآمدی‌اش را از دست داده است. او اکنون تنها از طریق کمک‌های محدود غذایی زنده می‌ماند.


او می‌گوید: «هر بار که برای گرفتن کمک می‌روم، حس می‌کنم دیگر هیچ ارزشی ندارم. ما قبلن کار می‌کردیم، حالا مجبوریم دست دراز کنیم. ط

تالبان ما را به این روز انداخته‌اند.»


شکیلا می‌گوید که کمک‌ها کافی نیست و بسیاری از روزها خانواده‌اش با غذای بسیار اندک سر می‌کند.


گل‌چهره، ۱۹ ساله، (نام مستعار) در مزارشریف، پس از ممنوعیت آموزش دختران، از ادامه تحصیل بازمانده است. او می‌گوید که خانواده‌اش اکنون کاملن وابسته به کمک‌های بشری است.


او می‌گوید: «ما هیچ آینده‌ای نداریم؛ نه درس، نه کار. فقط منتظریم که کمک برسد. این زنده‌گی نیست؛ این یک توقف اجباری است.»


گل‌چهره باور دارد که سیاست‌های تالبان عمدا مردم را در وضعیت وابستگی نگه می‌دارد تا هیچ‌گونه استقلال اقتصادی یا فکری شکل نگیرد.

تحلیلگران می‌گویند که افزایش وابستگی به کمک‌های بشری، تنها یک پیامد اقتصادی نیست، بلکه به‌نوعی به ابزار کنترل اجتماعی تبدیل شده است. با محدود کردن فرصت‌های کاری، به‌ویژه برای زنان، و ایجاد موانع بر سر راه فعالیت‌های مستقل، تالبان عملن جامعه را به سمت وابستگی سوق داده‌اند.


این در حالی است که بسیاری از نهادهای کمک‌رسان نیز با محدودیت‌های شدید از سوی تالبان مواجه‌اند که روند توزیع کمک‌ها را دشوارتر و غیرشفاف‌تر کرده است.


روایت مریم، شکیلا و گل‌چهره تنها سه نمونه از میلیون‌ها داستان مشابه در افغانستان است؛ کشوری که مردمش نه به‌دلیل جنگ، بلکه به‌دلیل سیاست‌های محدودکننده و سرکوبگرانه، به کمک‌های خارجی وابسته شده‌اند. در غیاب تغییرات اساسی در سیاست‌های حاکم، این وابستگی نه‌تنها کاهش نخواهد یافت، بلکه به یک وضعیت دائمی تبدیل خواهد شد و بهای آن را، بیش از همه، زنان و نسل جوان خواهند پرداخت.

در حالی‌که پنج سال از بازگشت تالبان به قدرت می‌گذرد، افغانستان هم‌چنان درگیر یکی از عمیق‌ترین بحران‌های اقتصادی و انسانی خود است؛ بحرانی که وابسته‌گی مردم به‌کمک‌های بشردوستانه را به سطحی بی‌سابقه رسانده و به‌ویژه زنان را در وضعیت نیازمندی و انزوای گسترده قرار داده است.

yasamin

    کامنت ها

کامنت خود را بنویسید

درباره ما

آدرس 2933 41k سرک
لندن, کانادا

شماره تماس
+1 (825) 973-2079
[email protected]

اخبار نامه

تویت ها معروف